سلام
دلم گرفته دیگه صداش در نمیاد آخه به اونی که میخواست نرسید
من عاشق تو بودم ... تو عاشق دیگری ...دیگری عاشق دیگری .... و اینگونه است که تنهاییم
بین کسی که دوستم داره و دوستش داشتم رفتم سراغ اولی
اخه نمیخواستم دلشو بشکونم
تو منتظرم نمون
دلم چقدر داره میسوزه
عینو دیوونه ها شدم
وای ۳ ماه ندیدمت . بخدا دیگه دارم کم میارم . چند روز دیگه چقدر دیر میاد
چه خوب میشه ترم بعد منو تو باهم باشیم این یعنی نهایت آرزوی من
نمیدونی چه قکر هایی کردم . اینقد جلو آیینه تمرین کردم که بیام و صدای دلمو بهت بزنم
بخدا دلم بعضی وقت ها واسه دلم و احساسم میسوزه
حرفشو نمیتونه به کسی بگه آخه همه مسخره اش میکنه
ولی این وبلاگ جای خوبیه .......................................................
امروز ساعت ۳ باهاش قرار دارم میخوام برم و آب پاکی و بریزم رو دستش
بگم که من تورو دوست دارم بگم که با اینکه حتی تو منو نگاه نمیکنی اما من یه لحظه دیدنتو به صد سال نشستن باهاش ترجیح میدم .
سخته ........... ولی چاره ای نیست . اگه باهاش باشم تو رو چیکار کنم .
دله من جای یه نفره اونم تو
اونم اینکه هیچ چیز روبراه نیست!!!
همه باشن
منم باشم
تو هم باشی!
من یه نگاه به همه بندازم...
صدامو صاف کنم...
ابرومو بندازم بالا...
با افتخار از کنارت رد شم و با غرور به همه بگم:
"هی! این دوست منه!!...دوست من! "
ببین به اجبار سعید دوستم با یکی آشنا شدم مثلا میخواست منو از دپرسی در بیاره ولی غلط کردم آخه من تورو میخوام.بخدا هیچوقت بهت خیانت نمیکنم َ بخدا دیوانه وار دوستت دارم اینو چجوری باید بهت بفهمونم وقتی تو حتی منو نگاه هم نمیکنیَ ببین منو اینجوری نبینا بزنه به سرم ار دانشگاه انصراف میدم بخدا میرم یه جایی که دست هیشگی بهم نرسه فقط با خاطراتت زندگی میکنم
به نام حق
به نام آنکه دوستی را آفرید، عشق را ، رنگ را ... به نام آنکه کلمه را آفرید.
و کلمه چه بزرگ بود در کلام او و چه کوچک شد آن زمان که میخواستم از او بگویم.
سالهاست دچارش هستم. و چه سخت بود بیدلی را ، ساختن خانه ای در دل.
و این دل بینهایت، چه جای کوچکی بود برای دل بیتابش.
سلام
امروز این وبلاگو شروع کردم .این وبلاگ با بقیه یه تفاوت داره . اونم اینه که اینو واسه دله خودم مینویسم.هیشگی آدرس اینو نمیدونه اگه هم کسی بیاد و بدونه خوب منو نمیشناسه . پس راحت میتونم حرف دلمو بزنم.میتونم بغض کنم , بخندم , گریه کنم , بدونه اینکه از کسی خجالت بکشم
تو این وبلاگ میخوام از عشقم حرف بزنم,دلم میخواد تو این وبلاگ پر حرفی کنم , ناگفته هایی که دارن عقده میشنو بگم اینجوری شاید بگوشش برسه یکی ...
یه دنیا حرف دارم واست مینویسم
امیدوارم یه روز خودم ای نوشته هامو نشونت بدم
دوباره حسunique بودن داره خفم میکنه!
محدودت نمیکنم اما!!!
فقط واسه خودمی

